نظریۀ اماره بودن استصحاب و آثار فقهی و اصولی آن

نویسندگاناکبر احمدی - سیدمحمدرضا امام
نشریهفقه و اصول
ارائه به نام دانشگاهفردوسی مشهد
نوع مقالهFull Paper
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۱۰/۲۷
رتبه نشریهعلمی - پژوهشی
نوع نشریهچاپی
کشور محل چاپایران
چکیده مقاله<p>یکی از کاربردی&zwnj;ترین دلیل&zwnj;ها در علم اصول و فقه و همچنین حقوق، استصحاب است. استصحاب حکم به بقای آن چیزی است که در گذشته بوده است. بعد از وحید بهبهانی، غالب اصولی&zwnj;ها معتقدند که استصحاب اصل عملی است، اما پژوهش بیشتردر ادله اعتبار استصحاب، بیان&zwnj;گر صحت نظریه اماره بودن استصحاب است. عقل، سیره عقلا و روایات، همگی بر لحاظ جنبه کاشفیت در اعتبار استصحاب دلالت دارند. نبود گرایشهای تعبدی در روشهای عقلا، اماریت استصحاب در دیدگاه فقهای متقدم بر وحید بهبهانی و لزوم دیدگاههای واقع&zwnj;گرایانه در فقه، همگی مؤید این نظریه هستند. حجیت آثار شرعی مترتب بر لوازم عقلی و عادی مستصحب و همچنین صلاحیت جانشینی استصحاب به جای علم، از آثار مهم اماره بودن استصحاب است.<br /> کلید واژه&zwnj;ها: استصحاب، اصل عملی، اماره، سیره عقلا، اصل مثبت.</p>

لینک ثابت مقاله

متن کامل مقاله